معرفی و بررسی کتاب الفتوح ابن اعثم کوفی

خرید بک لینک

معرفي ابن اعثم

ابومحمد احمدبن اعثم(4)يا ابومحمد احمد بن علي اعثم كوفي (5)يا احمدبن محمدبن علي بن اعثم كوفي كه زركلي گفته است(6) البته در همان ابتداي شروع كتاب احمدبن محمدبن علي بن اعثم آمده است.(7)ابن اعثم محدث، شاعر ومورخ شيعي بزرگ قرن سوم وچارم هجري است.(8)از زادگاه تاريخ تولد وزندگاني ابن اعثم اطلاعاتي دقيق در دسترس نيست وهمانطور كه مشاهده مي كنيد حتي در بيان نام وي نيز اين بي اطلاعي و كم آگاهي مشهود است.ياقوت هموي در معجمل الادبا وي را مورخ شيعي معرفي كرده است.كه در نزد اصحاب حديث ضعيف شمرده مي شود.(9)اما شوشتري او را شافي مذهب و از ثقات متقدمي دانستته است(10) با رجوعي به خود كتاب الفتوح، در بيان القاب خلفا راشدي به شكلي عمل شده است كه معمولا مطابق شيوه نوشتاري اهل سنت است.خصوصا زماني كه درمورد غسل و دفن خليفه دوم سخن مي گويد وبيان جملاتي از حضرت علي (ع)در مورد عمربن خطاب كه وي را مي ستايد.(11)وهمچنين در ماجراي عزل خالدبن سعيد،ابن اعثم مي نويسد كه فاروق گفته است وي شخص لايقي براي امارت لشگر نيست،حال آنكه نويسندگان شيعي علت را عدم بيعت ابتدايي خالدبن سعيد با ابوبكر وكينه عمر از او مي دانند.(12)اما نوشتار ابن اعثم از تفكرات شيعي خالي نيست ،مانند ماجراي گريه كردن حضرت علي (ع)در كربلا(13)وبسياري موارد ديگر كه در بخش معرفي كتاب مي شوند.آنچه كه از بيان اين مسائل در اينجا برداشت مي شودآن است كه ابن اعثم در نوشتارش سعي داشته كه جانب انصاف را رعايت كند و به همين علت نمي توان به صورت قطعي مذهب ابن اعثم را بيان كرد.آنچه مي توان درمورد اعتقاد ابن اعثم بيان كرد آن است كه وي با توجه به اينكه اهل عراق بوده وبه كوفي مشهور است به احتمال فراوان داراي تفكرات شيعي بوده ولو به شكل سياسي آن ويا اينكه داراي مذهب شافعي كه به شدت تحت تاثير پيرامونش قرارگرفته وبه همين خاطر رواياتي كه معقول شيعه است را بيان مي كند.ابن اعثم متوفي سال 314قمري مي باشد كه برخي از منابع به اشتباه سال وفات وي را،سال214ق ثبت كرده است.(14)

تاليفات ابن اعثم

ابن اعثم با توجه به نفل ياقوت كه قديمي ترين كسي است كه در خصوص شخصيت ابن اعثم مطلب ارائه كرده است ، ( 15 ) داراي سه كتاب الفتوح ، التاريخ و المولف بوده است .(16)ياقوت كتاب التاريخ را ذيلي بر الفتوح مي داند(17) قسمتي از كتاب تاريخ ابن اعثم در سال 596ق به دستور يكي از بزرگان خوارزم و خراسان كه نام وي مشخص نيست با القاب قوام الدوله والدين از وي يادشده به وسيله دو مترجم به فارسي ترجمه شده است.(18)

اهميت فتح نگاري

اطلاع از احكام شرعي حك.مت اسلامي در فتح سرزمين هاي اسلامي وشيوه فتح آن ، كه ممكن بود به صلح يا عنوه باشد، يكي از اهداف بارز نويسندگان كتب فتوح بود(19) كتب فتوح گذشته از اينكه نقلي از جهاد اسلامي وايثار واعتراض وفداركاري مسلمانان صدر اسلام را بيان مي كند، نيازهاي فقهي و اداري مسلمانان را هم متذكر مي شود.(20) برآوردن نيازهاي فقهي ، شايد براي فقهاي اهل سننت منظور شده باشد چون كه فقهاي شيعه قول مورخين را در مسئله چگونگي فتح شهرها نمي پذيرند،چنانكه شيخ انصاري در كتاب مكاسب خود مي گويد:ثبوت مفتوح العنوه بودن يا نبودن يك سرزمين به غير از موارد مذكور(شيوه اي كه باعث علم شود شهادت دو عادل،شيوه مفيدي كه كوجب ظن شود)از امارات ظنيه حتي قول كساني توثيق شده اند از مورخين محل اشكال است(21) به هر حال فتح نگاري يك نوع افتخار و فخر را براي مسلمانان در بر داشت كه شايد علت اصلي فتح نگاري همين مسئله باشد، همينطور كه اعراب قبل از اسلام به صورت محدود به ذكر افتخارات قبيله اي خود پرداخته بودند.

فتح نگاري نمي توان ابداع مسلمانان دانست چون ذكر افتخار حكومت و بيان پيروزيها در جنگ ها چه در ميان ايرانيان و چه در ميان روميان مرسوم بوده است وجود كتيبه هاي باقي مانده از دوره هاي قبل از اسلام خود گواهي بر اين مطلب است ، اما دادن يك نگرشي فقهي و كاهش اغراق در بيان اين پيروزيها را مي توان ابداع مورخين مسلمان دانست.كه از اين حيث فتح نگاري وفتح نويسي مسلمانان داراي اهميت مي باشد.فتح نگاري و كتب فتوح براي اطلاع از جغرافياي تاريخي عصر فتوحات بسيار اهميت دارد وكتب فتوح منبعي مفيد براي اطلاع از راهها وحتي جمعيت ساكن شهرها ونيز چگونگي برخورد با مخالفان و لشگر كشي ها است.

نگاهي به كتاب الفتوح

بررسي لين كتاب ابت وجه به نوشته هايي كه ديگران درم ورد اين نوشته اند ناقص به نظر مي رسد، لذا بهترين شيوه براي بررسي اين كتاب، خود كتاب است ، كه در اين پژوهش سعي شده مطالب مجلد اول اين كتاب مورد بررسي قرار گيرد،كه اين مسئله در شناخت فكري مورخ واهميت كتاب نيز بسيار موثر است. كتاب الفتوح را معمولا يك كتاب به شيو هداستاني مي دانند، همانطور كه بروكلمان اين كتاب را اينگونه وصف كرده است:هو تاريخ قصصي الفتوحات و...(21)اين مسئله اگرچه در بخشي از موارد ارزش كتاب راپايين برده است، از سويي باعث پرداختن به جزئياتي شده است كه شايد در كتابهايي ديگر بيان نشده باشد، ويكي از خصوصياتي كه باعث اهميت كتاب ابن اعثم مي شود همين پرداختن به جزئيات مي باشد، كتاب با ماجراي ثقيفه بني ساعده شروع مي شود، در اين بخش داستان تقريبا همان گونه است كه در كتابهاي ديگر تاريخي آمده است، اما هنگامي كه به سخن عبدالرحمان بن عوف مي رسد مي گويد: درشما نيست مثل ابوبكر وعمر ونه مثل عثمان ونه ابي عبيده جراح(22) همانطور كه مي بينيد اسمي از حضرت علي (ع) در اينجا به كاربرده نمي شود حال آنكه در كتابهاي ديگر تاريخي نام آن حضرت توسط عبدالرحمان بن عوف ذكر مي شود.(23) بخش بعدي كتاب ذكر اخبار رده و فتوحات بعداز آن مي باشد كه در پايان اين بخش به ذكر وفات ابوبكر مي پردازد، كه در اين قسمت وصيت مشهور ابوبكر را كه گفته بود اي كاش سه كار انجام مي دادم ولي انجام ندادم وسه سوال از پيامبر مي پرسيدم كه نپرسيدم را نياورده است.(24) ابن اعثم در مورد عزل خالدبن سعيد در عصر ابوبكر مي نويسد :فاروغ گفت كه اي خليفه ي رسول خالد بن سعيد كه امارت اين لشگر بدو دادي شايان ولايق نيست و در حضرت تو جماعتي از او مهمتر هستند.(25) در مورد لايق نبودن خالدبن سعيد به امارت شام و عزل او از اين كار،اغلب مورخين از جمله ابن اثير معتقد است كه ابوبكر خالدبن سعيد را قبل از انجام كار عزل نمود وسبب عزل اوهم اين بود كه از بيعت ابوبكر در آغاز كار به مدت دو ماه تعلل كرده بود.(26) بخش بعدي كتاب در مورد فتوحات عمر و حوادث عصر وي بوده است.كه يكباره مطلبي از زبان حضرت علي (ع) در مورد كوفه آورده كه از مزمون كلام و دادن لقب امير المومنين در حين كلام به حضرت علي و بودن حضرت علي(ع) در كوفه مشخص مي شود كه اين واقعه در عصر خلافت حضرت علي بوده، نه عصر خلافت عمربن خطاب كه ذكر آن در اين قسمت بي مورد به نظر مي رسد. در اين مجلد 319 ابن اعثم مطلبي را از حضرت علي در مورد خراسان ذكر مي كند كه گرايشات شيعي وي در آن بسيار مشهود است خصوصا آنجا كه در مورد خراسان حضرت علي مي فرمايد(...فان الله عزوجل بها كنوزا ليست من ذهب ولافضه،ولكن بها رجال مومنون عرفوا الله حق معرفته وهم انصار المهدي في آخر ازمان)(28) ده صفحه بعداز مطلبي كه در مورد خراسان است به ذكر سخن حضرت علي در مورد عمر بعد از وفاتش مي پردازد و مي گويد كه حضرت علي وي را غسل و كفن كرده است و سخن كوتاهي در مورد وصف عمر بن خطاب از زبان حضرت علي بيان مي كند كه به گرايشات اهل سنت نزديكتر است.(29) البته بايستس توجه داشت كه در ترجمه كتاب ،از غسل وكفن عمر توسط حضرت علي سخني به ميان نيامده و بيان شده كه حضرت علي اين امر را به افله فرموده است.(30) ابن اعثم در مورد شوراي عمرو تعيين عثمان به عنوان خليفه مسئله پيروي از سنت شيخين را كه عبدالرحمان بن عوف در مورد آن از حضرا علي و عثمان سوال كرده بود،نياورده و گفته است كه نيت قلبي و تمايل عبدالرحمان بن عوف با علي (ع) بوده است.(31) در بخش ذكر قيام عليه عثمان آمده است: ودخل محمدبن ابي بكر،فلم يكذب الا ان صار الا عثمان، فقال يا ناثل !فقال عثمان انا عثمان بن حفان و انت كذاب من الكذابين)(32) اين جمله بيانگر گرايشات عثماني است ، البته اگر الي را الي انتهائيه بگيريم يعني محمدبن ابي بكر دروغ نگفت تا هنگامي كه به عثمان وارد شد، كه البته در ترجمه فارسي متاب فلو يكذب معنا نشده است و اصلا اين جمله نيامده است).(33) در ماجراي جمل جملاتي را كه بين حضرت علي و زبير رد وبدل شده و جمله اي را كه پيامبر در مورد زبير گفته بود كه حضرت علي آن جمله را به ياد زبير آود و زبير در جواب گفت اين مطلب را فراموش كردم آورده است(34) اين نمونه مثال ها كه از كتاب الفتوح در اين مطلب آورده شدف در فهم بهتره شناخت كتاب الفتوح و نيز انديشه ابن اعثم بسيار موثر است، وجود روايت هاي مختلف در كتاب گاهي انسان را به سمتس هدايت مي كند كه اعتراف كند ابن اعثم واقعا يك مورخي بوده كه سعي كرده انصاف را در نوشتارش رعايت كند بطوري مه حتي از نوشته هايش هم نتوان به طور قطع مذهب ابن اعثم را حدث زد. ابن اعثم در كتابش تقريبا از اوردن چندين روايت در مورد يك واقعه خود داري كرده است و معمولا به صورت تركيبي به ذكر ماجرا يا واقعه پرداخته است،جمع نكردن تمامي روايتها مثل طبري در مورد يك واقعه سبب شده كه فكر ابن اعثم براي ما در نوشتارش به شكلي قابل فهم باشد چون از روايتهاي متفاوت در يك واقعه سعي كرده آنچه را به نظرش در است را بنويسد،از سويي هم نظر وانديشه خود را ركتاب قالب نكرده است و به تركيبي از روايت ها در مورد يك واقعه پرداخته است. در كتاب الفتوح هم مانند ساير كتابهاي تاريخي آن عصر خبري از تحليل وعلل شكل گيري آن وقايع نيست. كتاب الفتوح در پرداختن به بيان جزئيات اهميت ويژه اي دارد مثا آوردن نامه نگاري هايي در بين حكام و فرمانروايان اتفاق افتاده است. اگر چه كتاب الفتوح را يك كتابي مي داند كه شكل داستاني دارد ولي اين مسئله از اعتبار روايت هايي كه ابن اعثم آورده نمي كاهد، همانطور كه در دانشنامه اسلام و ايران آمده است:مقايسه روايت هاي ابن اعثم با مدايني چنانكه طبري نقل كرده است،نشان مي دهد كه ابن اعثم نه تنها وسيله اي مفيد است براي تعيين صحت راوياني كه در طبري آمده، بلكه خود نيز برخي تفاسير مهم بر آنها مي افزايد كه فقط در متاب فتوح مي توان به آنها دست يافتو(35) ابن اعثم هم مانند بسياري از نويسندگان به ذكر تمام روايات اقدام نكرده است و همانطور كه قبلا بيان شد شيوه نوشتاري وي شيوه تركيبي بوده است و سعي در اظهار نظر مستقيم نكرده است جز در موارد اندكي كه شايد آن موارد اندك بتواند ما را در فهم انديشه و اعتقاد وي كمك كند، ابن اعثم در ماجراي ثقيفه بعد از ذكر آنچه كه اتفاق افتاد وبيان حجت حضرت علي در مقابل ابوبكر و عمر مي نويسد:«اينجا سخن بسيار باشد كه روافض و غير ايشان بر سبيل غلو و مبالغت گويند واز ايراد آن جز تعرض تهمت فايده نباشد خداي تعالي نويسنده و خواننده را از آنچه خلاف رضاي اوست نگاه دار.عامين»(36) ذكر اين جمله پس از روايت اين ثقيفه و نياوردن ماجراي آتش زدن خانه حضرت علي و شهادت حضرت فاطمه(س) وبيان كردن كلمه رافضي كه در آ» زمان معمولا به صورت طعن از طرف اهل سنت به شيعه اطلاق مي شد، و نوعي تاييد براي انديشه عامي ابن اعثم است، البته در صورتي كه قائل به تقيه توسط ابن اعثم در اين مطلب نباشيم كه اگر قصد تقيه هم داشت ذكر اين جمله ضرورتي نداشت. قسمتي از كتاب الفتوح در سال 596ق به دستور يكي از بزرگان خوارزم و خراسان كه نام وي مشخص نيست با القاب قوام الدوله والدين،حاتم الزمان از وي يادشده كه به وسيله دو مترجم به فارسي ترجمه شده است.(37) در خصوص اينكه كتاب الفتوح توسط يك نفر به فارسي بر گردانده شده است يا دو نفربه فضلا واهل تحقيق ابهام وجو دارد،دسته اي اعتقادشان براين است كه مترجم اهل كتاب يعني محمدبن ابي بكر مستوفي هروي در آغاز ترجمه كتاب جهان را ورداع كرده وكارنيمه تمام او را محمدبن ابي بكر ما بيژنا آبادي طبق همان دستوري كه از طرف امير خوارزم و خراسان براي مترجم اول صادر شده است، ادامه داده وبه پاس قدرداني و احتذام به مترجم اول، كه از او در مقدمه اش يا دشده است.بخش ترجمه شده توسط او را عيننا درآغاز ترجمه خود جاي داده است.(38) از متن كتاب الفتوح وبيانات ديگر منابع در مورد ابن اعثم مي توان گفت كه ابن اعثم اهل شعر وادب نيز بوده است و اشعاري چند از او بجاي مانده است. وي در بعضي از مطالب كتاب، بنا به موقعيت قضايا و حوادث تاريخي ،ابياتي چند با عنوان لمولفه به متن افزوده است، كه حكايت از تبحر ودقت نظر وي دارد.(39)ابن تعثم بيتها و رجزهايي كه در جنگها بيان شده است را آورده است،خصوصا بخش مربوط به كربلاي كتاب و كساني كه در مقابل حسين (ع) كشته شدند.(40) كتاب ابن اعثم يكي از منابع اصلي تاريخي عصر ائمه به شمار مي رود واگر به كتابهايي كه در مورد ائمه نوشته شده است توجه كنيد الفتوح از منابعي است كه رجوعات به آن بسيار بالا بوده است.اين كتاب هم اكنون يكي از مصادر و منابع اصلي نويسندگان تاريخ، چه دربخش فتوحات كه بعداز كتاب فتوح البلدان بلاذري مهمترين مرجع باقي مانده در اين زمينه است وچه در بخش تاريخ كه اطلاعات بسيار مفيدي را از سه قرن اول اسلامي خصوصا در حوزه جغرافيايي عراق به دست ما مي دهد.كتاب الفتوح يكي از منابع علامه مجلسي براي نوشتن كتاب بهار بوده است،علامه چندين موارد از وقابع تاريخي و روايت ها را از ابن اعثم نقل كرده، كه نوعي گرايش به تشييع را در نوشتار ابن اعثم نشان مي دهد وبه همين خاطر مواردي را كه علامه را از ابن اعثم گرفته است را ذكر مي كنيم. مواردي را كه علامه مجلسي از ابن اعثم نقل كرده است:

  • مسئله شوراي عمر،(41)
  • نامه معاويه به علي(ع)،(42)
  • محاكمه ابوبكر در مورد سارقي كه قصد داشت پايش را قطع كند(43)
  • قتل عثمان و دفن نكردن آن تا سه روز كه بعد حضرت علي دستئر كفن ودفن او را در مقابر مسلمين صادر كرد،(44)
  • شوراي عمر(45)
  • معاصرعثمان(46)
  • جمله عايشه در مورد عثمان كه گفت:نعثل را بكشيد، خداوند نعثل را بكشد.(47)
  • ماجراي جمل و خروج عايشه(48)
  • ورفتن عايشه نزد ام سلمه و در خواست از وي براي خروج،(49)
  • ماجراي جنگ صفين و كشته شدن قيس بن سعد و وصف قبيله همدان توسط حضرت علي،(50)
  • ماجراي كربلا(51)

و درنهايت وصف حضرت علي در مورد طالقان كه ياران حضرت مهدي عج از آنجا هستند(52)كه همين مطلب آخر شيعي گري ابن اعثم را بسیار بالا مي برد.

پي نوشت ها:

1) آئيه وند،صادق-علم تاريخ در گستره تمدن اسلامي ج1 صفحه179

2) همان صفحه 80

3) روزنتال، فرانتس، تاريخ و تاريخ نگاري در اسلام ج2 ص 33

4) حاجي خليف كشف الظنون ج2 ص1237

5) مقدمه مصحح در ترجمه الفتوح ص13 مقدمه الفتوح ص 1

6) زركلي،الاعلام ج1 ص206فرهنگ اعلام تاريخ اسلام ج1 ص270

7) احمدبن اعثم كوفي،الفتوح، ج1 ص3

8) مقدمه مصحح، ترجمه الفتوح ص13 دايره المعارف اسلامي ج3 ص36

9) هموي،ياقوت، معجم الادبا ج2 ص230

10) دايره المعرف بزرگ اسلامي ج3 ص26

11) الفتوح ج1 ص330

12) ترجمه الفتوح ص 56

13) همان ص 504

14) مقدمه مترجمه ص14

15) همان

16) معجم الادبا – جلد2 ص231

17) همان

18) دايره المعرف بزرگ اسلامي ج3 ص26

19) علم تاريخ در گستره تمدن اسلامي ج1 ص 180

20) همان

21) انصاري،مرتضي – مكاسب ج2 ص239

22) الفتوح ص 12(مقدمه)

23) نگاه شود به تاريخ يعقوبي ج1 ص521

24) الفتوح ج 1 ص121 -23

25) ترجمه الفتوح ص 56

26) همان 940

27) الفتوح ،ج1 ص 221

28) همان ص 320 -21

29) همان ص 330

30) ترجمه الفتوح ص 274

31) الفتوح جلد 1 ص333

32) همان426

33) ترجمه الفتوح ص381

34) الفتوح جلد 1ص 474

35) دانشنامه اسلام وايران ج3 ص426

36) ترجمه الفتوح ص8

37) شوشتري ، قاضي نورالله – مجالس المومنين ص 26

38) مقدمه ترجمه الفتوح ص18

39) همان ص17

40) الفتوح ج2 ص114 به بعد

41) مجلسي، محمدباقر –بحارالنوار ج29 ص534

42) همان ص 632

43) همان ج30 ص516

44) همان ج31 ص 168

45) همان ص 394 – 401

46) همان 480

47) همان 484

48) همان ج32 ص 141-8

49) همان ص 170-159

50) همان 499

51) همان ج 45ص 311

52) همان ج 57 ص 229

سوالات آزمون کتبی مصاحبه دکتری تاریخ و تمدن دانشگاه تهران 1393...

ما را در سایت سوالات آزمون کتبی مصاحبه دکتری تاریخ و تمدن دانشگاه تهران 1393 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت: 9:07

صفحه بندی