ایران کشوری است که بیش از دوهزار و پانصد سال قدمت دارد. هیچ کس نمی تواند بخشی از این تاریخ و هویت را سانسور کند و یا فراموش کند. تاریخ ایران باستان و تاریخ ایران بعد از اسلام هردو بخشی از تاریخ ما هستند و میراث باستانی و هویتی این دو دوره در کنار هم ایران را خواهند ساخت. متاسفانه اهل تاریخ چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب اسلامی باتوجه به علاقه خود به یک بخش از تاریخ نسبت به بخشxadهای دیگر تاریخ بی توجه هستند. توجه اهل تاریخ به معنای مطالعه و تخصص در همه زمینه های تاریخ نیست، که چنین موضوعی محال است، توجه به معنای عدم انفعال اهل تاریخ در مواردی است که میراث هویتی و تاریخی ما از طریق غفلت و روزمرگی اهل رسانه، مردم و حکومت از بین رفته و یا دچار انحراف شده است.
کافی است جستجوی سادهxadای داشته باشید در این صدسال اخیر همه جور آثار تاریخی از بین رفته است: از کاخ گرفته تا سدخاکی و راه تاریخی، آرامگاهxadها و کارگاه سفالگری، بانک ملی و مهدیه... خلاصه همه جنس ها جور است؛ آیا اهل تاریخ در این موضوع رسالتی ندارند؟!
در موضوع تخریب آثار هویتی خداروشکر در چندسال اخیر آثار باستانی حافظان بیشتری دارند: اهل سیاستی که مخالف جمهوری اسلامی هستند به خاطر سیاست هم که شده سروصدایی برای حفظ میراث باستان انجام میxadدهند، رسانه هم که تا بخواهی دارند. دانشجویان رشته باستان شناسی و بعضاً معماری هم به کمک این فضا می آیند و غفلت از این آثار هزینه ساز خواهد بود، متاسفانه با این وجود هم می بینیم چه می شود... اما فاجعه غمxadانگیز زمانی است که در مورد میراث دوره اسلامی می خواهیم صحبت کنیم. دیگر نه از اهل سیاست و رسانه هایشان خبری است و نه از دانشجویان باستان شناسی، اهل تدین هم که فکر می کنند چون حکومت اسلامی است دچار غفلت در مورد آثار اسلامی نمی شود. مقبره امامزاده ها که اهمیتی تاریخی دارد در این صدسال جزء بیشترین بناهایی است که از بین رفته است. گاهی مردم به احترام امامزاده می خواهند بنایش را نو کنند و بارگاه برایش بسازند و گاهی غفلت حکومت و بی توجهی باعث می شود که با یک حادثه طبیعی مثل سیل آرامگاه را آب ببرد و اداره اوقاف اعلام می کند که ان شاالله به حمایت خیرین بارگاه باشکوهی خواهیم ساخت. در مواردی هم کشف می شود که امامزاده در واقع والی، یا کارگزار حکومت ظلمه بوده و بنایش باید به صورت خودجوش حذف شود، گاهی هم بنا با سیاست حکومت همخوانی ندارد... خلاصه دلایل زیادی برای تخریب وجود دارد. اما از این آثار تاریخی و هویتی در ایران مظلوم تر هم وجود دارد و آن آثار تاریخ معاصر ایران است...
خانهxadهای عصرپهلوی اول تا دهه 30 هیچ اهمیت تاریخی ندارند؟! بعدها کسی اگر بخواهد در مورد دوران گذار معماری مساکن ایران از سنتی به مدرن چیزی بنویسد شاید عکس ها و اندک فیلم های موجود تنها منابع او باشند. اما در آثار تاریخی معاصر تنها خانه ها نیست که بی اهمیت هستند، شوربختانه همه چیز جزء تاریخ نیست. اولین مهدیه و مجموعه مدارسی که حاج علی اصغر عابدازاده در مشهد ساخت، طی همین چندسال، به کلی از بین رفت؛ به جرات می توانم بگویم کار مرحوم عابدزاده از نخستین اقدامات فعالانه متدینن در حوزه آموزش نوین بود. نمی دانم اساتید تاریخ دانشگاه فردوسی را آب برده بود یا خواب!
اما مهمترین فاجعه در حذف میراث فرهنگی تاریخ معاصر را مسئولین جمهوری اسلامی با بودجه ای چند میلیاردی به بهانه تجلیل از مقام شامخ شهدا انجام دادند. بنیاد شهید در طی چندسال طرح عظیم یکسان سازی قبورشهدا را انجام داد و همه آن قبور را یکسان کرد تا همه یکی باشند. جعبه آئینه ای وجود نداشته باشد، خانواده شهید تنها رسانه شهیدش را که برسر قبرش نصب کرده، نداشته باشد. هرکسی به قبرستان رفت تنها با طرح ممتاز و یکسان قبور بفهمد که این ها شهید هستند نه تصویری از آن ها در روی قبر ببیند و نه وصیت نامه ای...
اهل تاریخ حتی یک کتاب برای چنین فاجعه ای منتشر نکردند تنها کتابی که بنده در این موضوع دیدم" راز جعبه آینه" بود که این کتاب را هم برخی از جوانان علاقه به فرهنگ نوشتند.
سوالات آزمون کتبی مصاحبه دکتری تاریخ و تمدن دانشگاه تهران 1393...ما را در سایت سوالات آزمون کتبی مصاحبه دکتری تاریخ و تمدن دانشگاه تهران 1393 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 125